۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

خوب دیگه، عید بازی تموم شد.

سال نو همگی مبارک. دیدارها تازه شد. عیدی ها داده و دریافت شد. دیگه بسه. هنوز زندانیهای سبز اسیرن. رهبران نمادین در بندن. هنوز اعدام ها ادامه داره و دیکتاتور پابرجاست. سال نو شده ولی ما هنوز آزاد نیستیم. برنامه؟


اعتصاباتو کسی نمیخواد جدی بگیره؟

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

سال جهاد اقتصادی یا دزدی مضاعف

در پست قبلی گمانه زنی کرده بودم که امسال چه نام میگیرد.یکی از گمانه ها درست از آب در آمد. امسال سال دزدی مضاعف نامگذاری شد. مسئولین به قدر کافی برای بالا کشیدن پول مردم ایران جهاد نکرده بودند. وگرنه مردم که جهاد اقتصادی نمیکنند. همه منتظرتصمیمات عجیب و غریب یکشبه دولتی ها و مجلسی ها میمانند.
اگر هم منظور، مردم بوده که به تعبیری معنایش اعتصاب عمومی میشود. چون تنها راه تاثیرگذاری مردم بر اقتصاد یا به عبارتی جهاد اقتصادی همان اعتصاب عمومیست. 

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

نام سال جدید

فکر میکنید خامنه ای اسم امسال رو چی بذاره؟

- سال خداحافظی مضاعف
-سال روی مضاعف
-سال دیکتاتوری مضاعف
-دزدی مضاعف

؟؟؟


۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

جنبش سبز به هوش

تجربه سالهای گذشته نشان داده که بعضآ حکومت از تعطیلی روزنامه های حتی زیر تیغ و عدم دسترسی مردم به اطلاعات استفاده کرده و تصمیمات شوم خودش را به مرحله اجرا گذاشته است. درصد زیادی از مردم فقط در محل های کار به اینترنت دسترسی دارند و در طول تعطیلات از اخبار مطلع نمیشوند. لازم است همگی همزمان با برگزاری جشن نوروز، به هوش باشیم که در صورت خبر دار شدن از انجام و یا حتی قصد انجام عمل شومی از طرف دولت دیگران را به هر شکل ممکن در جریان بگذاریم و اخبار را در جاهای پر بازدیدی مثل بالاترین و یا فیس بوک منتشر کنیم.    

۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

بی تفاوتی ما وترکتازی آنان

بی تفاوتی و عادت به شنیدن خبرها و عادی شدن آنها بعد از مدتی، ضربه بسیار بزرگی به همه خواهد زد. حاکمان از این بی تفاوتی مردم حداکثر استفاده را خواهند برد. لطفا منفعل نباشید. از دادن و انتقال اطلاعات به یکدیگر دریغ نکنید. فقط گیرنده و خواننده اخبار نباشید. هر حرکتی از طرف هر کس میتواند کمکی در جهت پیشبرد خواسته های جمعیت میلیونی باشد. از تحریمهای به موقع اقتصادی گرفته تا حضور در خیابانها در مواقع لزوم. هر کس که عمق فاجعه وجود چنین حکومتی را درمی یابد به سهم خود از تلاشی هر چند کوچک دریغ نورزد. نباید بی تفارت باشیم چون فقط خود ما مردم هستیم که با کارهای کوچک و با تعداد میلیونی میتوانیم به نتایج بزرگ دست پیدا کنیم. ما حکومت دیکتاتوری نمیخواهیم، پس باید خودمان هم نابودش کنیم. امید به هیچ مرجعی نیست زیرا:

1. مدیران میانی تا رده های بالا، نمایندگان مجالس ملی و خبرگان وهمچنین تعداد زیادی از لباس شخصی ها عمدتا از افراد فاسدی تشکیل شده اند که پرونده های فساد(اخلاقی و یا مالی) آنها به گروگان نگه داشته شده تا در صورت عدم اطاعت مطلق، با تهدید افشای پرونده ها افراد را مطیع محض نگاه دارند.

2.تقلب در انتخابات قبلی مجلس، ریاست جمهوری و شورای شهر،ورود افراد فاسد به دستگاه های حکومتی را تسهیل کرد تا زمینه ساز تقلبی بزرگ شوند و اینگونه است که خیل عظیم مدیران، به استثنای تعداد معدودی، براین تقلب بزرگ صحه گذاشتند.

3. سکوت و بی تفاوتی ما در تقلب ها و زورگویی ها به همراه وجود یک حکومت فاسد و دیکتاتور به معنی تداوم خفقان و زندگی در شرایط بسیار بدتری خواهد بود.

4.  دستگیری موسوی و کروبی و همسرانشان نشان از اطمینان حکومت از عادی شدن شرایط برای مردم دارد. 

نمیدانم این جمله از کیست که میگوید :"اگر استثمار شونده ای وجود نداشته باشد، استثمارگری هم وجود نخواهد داشت." همه اینها را گفتم تا بگویم تکلیف حکومت با سیستم فاسدش مشخص است. تکلیف ما هم مشخص است: محو دیکتاتوری ومحو حکومت اسلامی.

 

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

سه شنبه دوم، مسائل زنان + خواسته های قبلی

امروز چرا اینقدر بالاترین بی حاله؟ در تمام صفحه اول هیچ نشانی از تظاهرات امروز نیست. روز زن هم همینطور. امیدوارم دلیلش درگیری کاربران داخل برای اعتراضات امروز باشه.

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

یادآوری موسوی، رهنورد و کروبی ها و هزاران زندانی دیگر

یکی از مشخصات به سر بردن در وضعیت انقلابی، تغییر سریع اخبار و فراموشی اتفاقات حتی گذشته نزدیک است.

شاید قریب 3 روز است که دیگر پیگیری مستمری به شکل قبل برای اطلاع از وضعیت سران نمادین جنبش سبز در بدنه جنبش دیده نمیشود. به طوری که دیگر به نظر میرسد خیال حکومت از بابت این دستگیری کاملا جمع شده وحتی دیگرنیازی به انکار آن نمیبیند. با چند بار نگاه  کردن به عناوین سایتهای خبری و یا حتی صفحات بالاترین این وضعیت نمود کامل دارد. مثلا سخنان مهاجرانی در باره زندگی اقتصادی خامنه ای گر چه توجه میطلبد، اما به یکباره تمام توجهات را به سوی خود جلب میکند.  توجه به موضوعات اصلی تر و خواسته های اساسیمان نباید تحت الشعاع نقل قولهای انحرافی ینچنینی قرار بگیرد.  اینگونه است که فضای سایبر که محل اطلاع یافتن از اخبارو محل هماهنگی هاست، میتواند به پاشنه آشیل جنبش تبدیل شود.

به خودمان بیاییم و ببینیم چرا حکومتی که یکسال و اندی از دستگیری موسوی و کروبی وحشت داشت هم اکنون بدون واکنشی درخور دست به چنین اقدمی میزند. هزاران زندانی نامدار و گمنام دیگر که حکایت خانواده ها و وضعیت خودشان تماما درد است، در چنین محاقی فرو رفته اند. گرچه آزادی زندانیان تنها هدف ما نیست و فقط یکی از خواسته های ماست.

 فضای سایبررو با توجه به موضوعات اساسی تر از آن خودمان کنیم و باریچه دست هر خبر ویا نقل قولی که تاثیر چندانی بر اهدافمان ندارد نشویم.